توضیحات
مقدمه نویسنده
گاهی خستگی چنان آدم رو در آغوش خودش فشار میده که آدم تشخیص راه درست از نادرست یا راه پیش رفت رو از پس رفت از دست میده و براش تشخیص و تفکیک هر راه مناسبی بسیار سخت و دشوار میشه.
خستگی روحی، در بعضی از اوقات آنقدر به انسان سخت میگیره، که تشخیص عملکرد درست برای هرکسی مُیسر نیست، هر بیتجربهای نمیداند چیزی که در مقابل چشمان خستهاش قرار گرفته، آب است یا سراب.
پس سه تا نصیحت براتون دارم؛ خوب به اونا گوش بدید و به همشون توجه کنید تا شاید بتونید توی زندگیهاتون بهش عمل کنید:
اول، بدون معاشرت با بزرگان و مجالست با صاحبان فکر و اندیشه، اصلا توقع بزرگ شدن در کمالات رو نداشته باشید، هر رشد و هر کمالی سرابی بیش نیست.
دوم، باور داشته باشید، بدون در نظر گرفتن اولین نصیحت، هیچ وقت بدون نقشه وارد قلمرویی نشید، چون ضرر خواهید کرد، هم مادی و هم معنوی.
سوم، یقین داشته باشید ناامیدی تنها مرگی است که مقصدش جهنم است، پس هیچ وقت ناامید نشید، چون ناامیدی ریشهای دارد در خستگی روحی و روانی، و این ریشه که در وجود همه در خواب عمیق فرو رفته است، با تلنگری از ناامیدی، بیدار شده و حرفهایی از میوههای تلخ و ترش عملکرد دیگران بر زبان شما جاری و تصاویر تاریک و سیاهی از دنیای زیبای شما بر شما القا میکنه تا ذهن سفید و زیبای شما رو تغییر بده. این عمکردهای بینتیجه و بیفایده، فقط میتونه از زنده شدن این ریشه باشه (ناامیدی).











نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.